خرید بک لینک
بهش گفتم چه قدر خوب داری صحبت می کنی دختر 9 ساله یه کمی فکر کرد و گفت ، آخه می دونید این جا یه جوریه که همه چیزش آدم را متوجه خوب حرف زدن می کنه. نه .. متوجه لکنت می کنه. و آدم سعی می کنه خوب حرف بزنه. ولی بیرون این طور نیست. بهش گفتم مثلا چه چیزی از این جا این طوریه ؟ خوب همه چیزش. بعد یه کم به دور و بر نگاه کرد و گفت مثلا این قاب. با تعجب نگاهش کردم و گفتم این قاب ؟! آره دیگه. ببین توی این قاب پر از لکنته ... س س س ب ب ب ک ک ک م م م چشمای من یک لحظه به قاب خطی که یکی از مراجعام نوشته بود ثابت موند. سبک نوشته تکرار حروف بود ... یک لحظه خنده و تحسین و تعجب و خاطره همه با هم منفجر شد

برچسب: نویسنده: شیدا حسین‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 11:11

می بینی درمانگر؟ ...

حس می کنی درمانگر؟ ...

درد را می گویم

درد

به هر کجای این پیکر دست بزنی آسیب دیده است ...

مرهم های پرتلاش تو دردی را دوا نمی کند ...

از بس دویده ای خسته شده ای ؟

کمی در حمایت دستهایت توقف کن.

لازم نیست همیشه مقاوم باشی

کمی با نوشتن این دو کلمه به سوگ غرورت بنشین و گریه کن

" من خسته ام "

برچسب: دردشتي,دردشة,درد, نویسنده: شیدا حسین‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت: 11:11

صفحه بندی